تبليغاتX
كاخ گلي
به نام تک مکانیک قلبهای تصادفی
دخترجواني ازمکزيک براي يک مأموريت اداري چندماهه به آرژانتين منتقل مي شود.پس از دوماه، نامه اي
ازنامزدمکزيکي خوددريافت مي کند به اين مضمون: «لوراي عزيز، متأسفانه ديگرنمي توانم به اين رابطه ازراه دورادامه
بدهم وبايد بگويم که دراين مدت ده بار به توخيانت کرده ام ومي دانم که نه تو و نه من شايسته اين وضع نيستيم. من
راببخش وعکسي که به تو داده بودم برايم پس بفرست.»باعشق:روبرت دخترجوان رنجيـده خاطر از رفتارمرد، همه آن
عکس ها راکه 56 تا بودند، دريک پاکت گذاشته وهمراه با يادداشتي برايش پست مي کند، به اين مضمون: «روبرت
عزيز، مراببخش، اماهرچه فکرکردم قيافه تورا به يادنياوردم، لطفاً عکس خودت راازميان عکسهاي توي پاکت جداکن
وبقيه رابه من برگردان...........
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت   توسط وحید،حسن | 
هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک

             کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشان

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت   توسط وحید،حسن | 
باز در كلبه ي عشق ، عكس تو مرا ابري كرد.عكس تو خنده به لب داشت ولي اشك چشم مرا جاري كرد
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت   توسط وحید،حسن | 
تو میروی و من فقط نگاهت میکنم، تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم، بی تو یک عمر

   فرصت برای گریستن دارم اما برای تماشا ی تو همین یک لحظه باقی است

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط وحید،حسن | 
آمدن همیشه زیباست مثل شکفتن مثل تولد

رفتن نیز شاید روز جداییست لحظه ی آخر

اما باز زیباست چون هر امدنی رفتنیست وفقط خدا جاوید است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت   توسط وحید،حسن | 
تو میروی و من فقط نگاهت میکنم، تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم، بی تو یک عمر فرصت

برای گریستن دارم اما برای تماشا ی تو همین یک لحظه باقی است

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت   توسط وحید،حسن | 
زندگي چيست ؟ اگر خنده است چرا گريه ميكنيم ؟ اگر گريه است چرا خنده ميكنيم ؟ اگر مرگ

است چرا زندگي مي كنيم ؟ اگر زندگي است چرا مي ميريم ؟ اگرعشق است چرا به آن نمي

                                 رسيم ؟ اگرعشق نيست چرا عاشقيم؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت   توسط وحید،حسن | 
هر وقت تو زندگی به یه در بزرگ که یه قفل بزرگ روش بود رسیدی ، نترس و ناامید نشو

چون اگه قرار بود در باز نشه جاش یه دیوار می ذاشتن

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت   توسط وحید،حسن | 
روز والنتاین بر تمامي عاشقان مبارك باد

روز والنتاین (به انگلیسی: Valentine's Day) (روز عشاق و یا روز عشق ورزی) عیدی در

روز ۱۴ فوریه (۲۵ بهمن‌ماه) است که در بعضی فرهنگ ها روز ابراز عشق است.

این ابراز عشق معمولاً با فرستادن کارت والنتاین یا خرید هدایایی مانند گل سرخ انجام می‌شود.

سابقهٔ تاریخی روز والنتاین به جشنی که به افتخار قدیس والنتاین در کلیساهای کاتولیک برگزار می‌شد، باز می‌گردد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت   توسط وحید،حسن | 

کاش قلب وسعت میگرفت شمع با پروانه الفت میگرفت کاش توی جادهای

زندگی خنده هم از گریه سبقت میگرفت

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت   توسط وحید،حسن | 
از يه ديونه ميپرسن چرا ديونه شدي ميگه من يه زن گرفتم كه يه دختر 18 ساله داشت دختر زنم با بابام ازدواج كرد پس زنم مادر زن پدر شوهرش شد دختر زن من پسري :-؟؟زاييد كه داداش من ونوه زنم بود پس نوه منم بود پس من پدر بزگ داداشم شدم
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت   توسط وحید،حسن | 
دنيا رو بد ساختن .. کسي را که دوست داري . تو را دوست نمي دارد .. کسي که تو را دوست دارد . تو دوستش نمي داري .. اما کسي که تو دوستش داري و اوهم تو را دوست دارد به رسم و ايين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت   توسط وحید،حسن | 
روزي دروغ به حقيقت گفت : مــــيل داري باهم به دريـــا برويم و شنـــا کنيم ، حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد . دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او راپوشيد و رفت . از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت   توسط وحید،حسن | 
 وقتي عشقت تنهات گذاشت,نگران خودت نباش که بعد از او چه کار کني, شرمنده دلت باش که بهت اطمينان کرد
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت   توسط وحید،حسن | 
مسافر غريبه, چرا قلبمو شکستي رفتي و تنهام گذاشتي. دل به ناباوري بستي اي که بي تو تک و تنها توي غربت سنگي ميدونم بر نميگردي ,شدي همرنگ دورنگي ,همه ي زندگي من اون نگاه عاشقت بود. چرا فکر کردي به جز من يکي ديگه لايقت بود. رفتي و ازم گرفتي اون نگاه آشناتو, واسه من باقي گذاشتي التهاب لحظه هاتو ,حالا من تنها نشستم با نواي بي نوائي, چه غريبم بي تو اينجا اي غريبه بي وفائي
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت   توسط وحید،حسن | 
به سه چيز تکيه نکن : غرور ، دروغ و عشق . آدم با غرور ميتازد ، با دروغ ميبازد و با عشق ميميرد .
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت   توسط وحید،حسن | 
قبر مرا نيم متر كمتر عميق كنيد تا پنجاه سانت به خدا نزديكتر باشم. 

بعد از مرگم، انگشت‌هاي مرا به رايگان در اختيار اداره انگشت‌نگاري قرار دهيد.

به پزشك قانوني بگوييد روح مرا كالبدشكافي كند، من به آن مشكوكم!

ورثه حق دارند با طلبكاران من كتك‌كاري كنند.

عبور هرگونه كابل برق، تلفن، لوله آب يا گاز از داخل گور اينجانب اكيدا ممنوع است.

بر قبر من پنجره بگذاريد تا هنگام دلتنگي، گورستان را تماشا كنم.

كارت شناسايي مرا لاي كفنم بگذاريد، شايد آنجا هم نياز باشد!

مواظب باشيد به تابوت من آگهي تبليغاتي نچسبانند.

روي تابوت و كفن من بنويسيد: اين عاقبت كسي است كه زگهواره تا گور دانش بجست.

دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال كنند. در چمنزار خاكم كنيد!

كساني كه زير تابوت مرا مي‌گيرند، بايد هم قد باشند.

شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبكاران ندهيد.

گواهينامه رانندگيم را به يك آدم مستحق بدهيد، ثواب دارد.

در مجلس ختم من گاز اشك‌آور پخش كنيد تا همه به گريه بيفتند.

از اينكه نمي‌توانم در مجلس ختم خودم حضوريابم قبلا پوزش مي‌طلبم.

به مرده شوي بگوييد مرا با چوبك بشويد چون به صابون و پودر حساسيت دارم.

چون تمام آرزوهايم را به گور مي‌برم، سعي كنيد قبر مرا بزرگ بسازيد كه جاي جسدم باشد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت   توسط وحید،حسن | 
ای ساحل آرزو ها

دریاب مرا

مرا که در وادی بی سرانجام عشق

در کویر خسته گی و درد

سرگشته چون پرنده

چون گرد باد عظیم و سرد

میجویم ترا

مرا که در همه سلول های تنم

فریاد های خاموشی نهفته است

در سوگ دوری عشقم نشسته ام

در چشمانم طوفان اشک خفته است

زانگاه که رفتی از این جا دور دور

لبخند بر روی لب های من یخ بسته است

بیتو آیینه خوشبختی های من

با سنگ گریه ها شکسته است
*********************
من مي دانم

مي دانم روزي از کوچه دل تنگي هايم گذر خواهي کرد

من آن روز کوچه را با اشک هايم آب خواهم داد

تا بوي خوش آمدن يار همه را با خير کند

و به انتظار ديرينه من پايان دهد

و من تو را

عشقت را

حتي دوست نداشتن هايت را

در سينه ام

در خيالم

در روحم

حبس خواهم کرد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت   توسط وحید،حسن | 
اگه بي هوا کسي وارد زندگيت شد  بدون کار "خدا" بوده !

 

اگه بي محابا دلها قبل از دستها بهم گره خورد ؛ بدون کار

 

 "خدا" بوده !

 

اگه گريه هات تو خنده غفلت ديگران شنيده نشد تا خورد نشي ؛

 

بدون تنها محرمت "خدا" بوده !

 

 

حالا هم اگه دلت شکسته و بغض تنهائي خفتت کرده ؛

 

 شک نکن تنها مرهمت "خداست" که  از سر تواضع يه

 

بهونه واسه نوازشت گيرآوورده !آخه مي دوني ...

 

 "خدا" خيلي تنهاست !!! قربونش برم که همیشه توبه

 

هامونو میپذیره و  دررحمتش و به رومون باز میزاره...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت   توسط وحید،حسن | 
کوير تشنه ي باران است ببار بر من مهربان بارانم ببار کوير در انتظار باران است کوير هيچ

وقت سيراب نمي شود کوير بعضي شب ها گريه مي کند کوير بعضي روزها دلتنگ مي شود

کوير هميشه دوستت دارد هميشه یک نگاه از سوی چشمت منتهی شد بر دلم یک نگاه تنها نگاه

عاشقت سوزاند دلم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت   توسط وحید،حسن | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
.این وب رو تقدیم میکنم به عزیزدلم

. . . تقدیم به تو که اسم قشنگت روقلبم حک شده ودوست ندارم هیچوقت پاک
بشه چون بدون تو میمیرم.

پیوندهای روزانه
اس ام اس و جک
قفسی قد تموم آسمون
دوستان
نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
پیوندها
یه سر به دل شکسته بزنین
لاهیجان اس ام اس
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان